تبليغاتX
""کلــــــــــــــــــاغ""

'''''کلــــــــــــــــــــــــــــــاغ تنها بود ولــــــــــی خودش بود'''''

 

دلم تنگ است
برای کسی به نام من
برای دختری که موهایش با عطر باران خو گرفته
و کفش هایش با نم باران
برای منی که نمیگریست تا خدا بزرگ شدنش را نبیند
برای من که هنوز زنده ام......

+ تاريخ سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 23:12 نويسنده کلاغ سر به هوا |
 

گفتم مادر
گفت: جانم

گفتم درد دارم
گفت: بجانم
...
گفتم خسته ام
گفت: پریشانم

گفتم گرسنه ام
گفت : بخور از سهمِ نانم

گفتم کجا بخوابم
گفت: روی چشمانم

همیشه از درد گفتم
اما
این بار خواهم گفت :
مادرم دوستت دارم
+ تاريخ جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 13:6 نويسنده کلاغ سر به هوا |
 

مث معتادی که به تخت بسته شده
مث نطفه ای که در حلق جنین خفه شده
مث کودکی ام که با ما زنده می شد هر روز
مث ایستگاه ی که تنهامانده هنوز
هنوز هم....

+ تاريخ سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 1:21 نويسنده کلاغ سر به هوا
 

باید تنها خوابید
معشوقه که هیچ
دیگر حتی هم خوابه ای هم در این شهر پرسه نمی زند
فاحشه ها هم دیگر باکره اند...........

+ تاريخ جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت 0:45 نويسنده کلاغ سر به هوا |
 

روی تخت بی تشک دراز کشیدمو
همه جا بوی پر قو میداد
تو به من خندیدی و من
نیشخندم بوی پتو میداد
..................

+ تاريخ پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 22:47 نويسنده کلاغ سر به هوا |
 

 

جشن تولد تو باز مجلس عذاس
بریدی از اساس......
زینب مو قرمزی تولدت مبارک...................
+ تاريخ جمعه 25 فروردین1391ساعت 1:34 نويسنده کلاغ سر به هوا
 

دلم گرفته قد یه فلسفه ی شور
قد فشار بالا تا طناب خفگی
..................
قدکلاغ های شهری بی آواز متروکه.....
قد کش شلواری که هیچوقت کش نبود سفت نبود
قد همه ی چیز هایی که بود ولی نبود....
دلم گرفته..........
+ تاريخ شنبه 19 فروردین1391ساعت 23:43 نويسنده کلاغ سر به هوا
 

مث فوت کردن دود سیگار توی صورت هم آغوشم
مث اکران فیلم کـــــــــــــــــــــوتاه که سینما هم کرده فراموشم
مث خواندن بعد کافکا و شبگردی های پنهانی
خوردن قرص های دو تایی ا!!!سترس هایی که میدانی
مث شهوت مثل تو ....مثل بوییدن شرت هایم
مث شبهایی که نخوابیدم...تو و ارزوی موهایم
مث ساعتم که هنوز یک ساعت عقب تر از سال است
مث معشوقه ی غمگینم که وسط اس ام اس همیشه خواب است

پ.ن:

از موهایم به عرش رسیدم
از پاهایم به فرش.....
این است توازن بی تعادل من...........
+ تاريخ جمعه 18 فروردین1391ساعت 0:27 نويسنده کلاغ سر به هوا |

روزهای بهارم می گذرد ابر وار.....

یکی پس از دیگری....

با تو چهار فصل ها گذراندم

شاد و غم انگیز

وسط خط بودن و نبودنم نشسته ام

نه پای رفتن دارم نه دل ماندن......

حرمت روزهایمان را چه کنم؟

کاش باورت نداشتم.....

همین باور و اعتماد پا گیرم کرده.....

پ.ن:دلگیر تر از آنم که به تو تکیه کنم پشت قاب پنجره چهار نخ سیگار یکی پشت دیگری میتکانم می کشم . می دانم شاید یک بار دیگر باید ماند......ماند و باور کرد

+ تاريخ پنجشنبه 10 فروردین1391ساعت 18:0 نويسنده کلاغ سر به هوا |

من از دور ترین فاصله ها می بینمت

با این که نمیتونم تابلوهای رانندگی و بخونم......

+ تاريخ دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 15:47 نويسنده کلاغ سر به هوا |



m0zhgan musiC